محمود دوستت دارم
ديروز يکشنبه 11/5/88 خبرگزاري جمهوري اسلامي خبر مهمي را مبني بر اينکه عده اي در حال طراحي فرار خاتمي به خارج کشور هستند را بر روي سايت قرار داد و در همين رابطه من هم مطلبي را نوشتم و آن خبر مهم را نيز لينک دادم اما از بعد از ظهر همان روز اين خبر ديگر در سايت خبر گزاري جمهوري اسلامي قابل رويت نمي باشد ! اما هرچه که باشد با توجه به حوادث اخير مواظبت از عوامل فتنه و کنترل آنها براي مسئولين ضروري به نظر مي رسد. مواظب فرار خاتمي به خارج کشور باشيد . يک بار اين اتفاق افتاد و بر اثر غفلت ماموران امنيتي، بني صدر خائن رئيس جمهور بي کفايت توانست با گريم زنانه از کشور فرار کند و حالا از آنور آب رجز خواني مي کند و اين تجربه نبايد تکرار شود که کساني که خيانتشان آشکار شده بتوانند از کشور فرار کنند و اگر غفلت شود و بدون محاکمه از کشور فرار کند آنوقت نه تنها به قانون اين کشور پوزخند مي زند بلکه به همه کساني که به او اعتماد داشتند هم ريشخند ميزند!!! حتما از همين حالا خاتمي به فکر برنامه سخنراني در مورد زواياي ديگر گفتگوي تمدن ها !!! و کرامت انسان از ديدگاه غرب و تساوي حقوق زن و مرد و دست دادن با زن هاي اجنبي و روابط خواهري و برادري و از اينجور چيزها ست !!! ناگفته نماند که وزير ارشاد ايشان آقاي مهاجراني که او نيز فرار کرده و به انگليس پناهنده شده و خيلي هم از حقوق زن ها طرفداري مي کرد ، زن پنجمش براي گرفتن مهريه به دادگاه شکايت کرد اما چه فايده که شوهرش از کشور فرار کرده بود !!! و اما اين روزها که بيشتر از هر دفعه خيانت مدعيان دفاع از حقوق مردم افشاء مي شود اين نگراني هم بيشتر مي شود که اگر مواظب دروازه هاي کشور نباشيم اين خائنين دزدکي از کشور فرار مي کنند و به منافقين آنور آب مي پيوندند و در پناه شيطان بزرگ يا انگليس جاسوس پرور ، جاخوش مي کنند . شايد خاتمي هيچوقت فکر نمي کرد کساني که يک روزي بواسطه او در اين کشور شهرت پيدا کردند و از طريق حمايت او به نان و نوايي رسيدند مانند ابطحي و غيره حالا اينگونه اسرار مگوي آنها را برملا کنند ! اما اين دقت شايسته سالاري خاتمي را مي رساند!!! و همچنين نمک شناسي دوستان محفلي او را اثبات مي کند !!! البته از اينکه اين شجاعت را پيدا کرده حقايق را بيان کرده ، يک سرو گردن از ديگران بالاتر است . ممکن است برخي باور اين مطلب برايشان سنگين باشد که چطور مي شود خيانت افرادي را که يک روزي در اين کشور داراي مسئوليت بودند و کساني که مردم به آنها رأي دادند را قبول کنيم ؟! در جواب بايد گفت صرف نظر از مصاديق فراوان افراد خائن ، مانند بني صدر و گروهک منافقين و فدائيان خلق ! و سلطنت طلب ها و خلق مسلمان! ووو....و در اين دوره اخير نيز برخي افراطيون مشارکتي و سازمان مجاهدين و افراطيون تحکيم وحدت و نهضت به اصطلاح آزادي که هر کدام خيانت هاي زيادي را در کارنامه سياهشان به ثبت رسانده اند ، براي روشن شدن حقيقت و بدست آوردن معيار و ميزان تشخيص حق از باطل ، بهتر است به سخن نوراني علي عليه السلام توجه کنيم که در جواب شخصي که دچار ترديد و شبهه شده بود فرمودند : اول حق را بشناس بعد طرفداران حق را بشناس . يعني ميزان در تشخيص حق و باطل ، افراد نيستند بلکه خود حق ميزان است و هر کسي از اين حق زاويه بگيرد در راه باطل قدم گذاشته است . با اين ميزان است که امروز خيانت امثال ميرحسين موسوي و محمد خاتمي و مهدي کروبي و همه کساني که در راه اندازي آشوب هاي خياباني دست داشته اند معلوم مي شود که با قانون شکني باعث کشته شدن عده اي و زخمي شدن تعداد بسياري از مردم شدند و همچنين اموال عمومي و خصوصي زيادي به آتش کشيده شد . اما دو کلمه حرف حساب با کساني که هنوز در خواب سنگين هستند يا به عبارتي خيلي دير باور هستند، اينکه با مطالعه تاريخ و عبرت هاي فراوان در آن مي بينيم که حقيقت هميشه در پس ابر نمي ماند و جريان زلال آزادي خواهي و حق طلبي به دست انسان هاي وارسته موجب روشن شدن واقعيات شده و حق و باطل راهش از هم جدا مي شود . فاعتبروا مشعل جاويدان ولايت فقيه در برگ برگ تاريخ پرافتخار جمهوري اسلامي مسئله اي است الهي که همچون چراغ راه امت مي درخشد و در عبور از مسير پر فراز و نشيب همواره از انحراف و احيانا مردود شدن نخبگان سياسي جلوگيري مي کند. هر چند که در اين ميان ميزان علاقمندي به سقوط و خروج از مدار عدل و انصاف در برخي خواص به قدري فاجعه مي آفريند که سکاندار و مدير عاليه نظام اسلامي را ناگزير مي نمايد که به منظور برقراري نظم و آرامش در کشور، و همچنين به موجب پاسداري از اهداف اسلام و مسلمين دست به پالايشي عظيم زند. در نامه تاريخي حضرت امام(ره) به "منتظري" مورخ ?/?/?? مي خوانيم: « از آنجا که روشن شده است که شما اين کشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از کانال آنها به منافقين ميسپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست دادهايد...» و چه حکيمانه آن امام همام در اين نامه با دلي شکسته و پر از غم و اندوه خطاب به مردم عزيزمان گفتند: « تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام...» اکنون با ورود به دهه چهارم انقلاب برخي نخبگان سياسي و کساني که مدعي داشتن سوابق انقلابي نيز هستند در سراشيبي سقوطي قرار گرفته اند که اگر بيش از اين خود را به خواب غفلت فرو برند يقينا سرنوشت گذشتگان قومشان به مراتب بدتر بر آنان تکرار خواهد شد چرا که انقلاب اسلامي ملت ايران معطل امثال مهدي کروبي ها نخواهد بود و قطار انقلاب از ريل گفتمان امام و انقلاب به سلامت و موفقيت خواهد گذشت. نامه نگاري ها و لاطاعلاتي که سالهاست مهدي کروبي مدام بر آنها اصرار مي ورزد کار اين شيخ ساده لوح را به جايي کشانده که ادبيات وي را تا سطح يک نيروي دست چندم سياسي تنزل داده است. موضع گيري مشمئزکننده ي اين داعيه دار خط امام(ره) در نامه اخيرش به هاشمي رفسنجاني نشان از بغض وي از پيروزي گفتمان امام و انقلاب در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري دارد. به خوبي مي توان سرنوشتي که جناب "منتظري" را در سراشيبي سقوطي تاريخي قرار داد امروز در آينده سياسي مهدي کروبي متصور شد. گره خوردن با ليبرال ها و عناصر خود فروخته که امروز حلقه شماره يک دبيرکل حزب اعتماد ملي محسوب مي شوند اردوگاه اين حزب لجام گسيخته را در آستانه انشقاقي قابل انتظار قرار داده است. اينک تدابير جريان استقلال خواهي که در انتخابات 22 خرداد با راي قاطع ايرانيان سرافراز در کنار توجهات ويژه حضرت ولي عصر(عج) و حمايت هاي پدرانه مقام معظم رهبري و دعاي خير ملت سکاندار دستگاه اجرايي کشور شد، بيش از هر زمان ديگري مي تواند با نگاه حکومتي به امور تجلي بخش مديريت انقلابي در دهه چهارم انقلاب باشد.انشاءالله









